تبليغاتX
دبستان شهيد آیتی اميرآباد
كتابخانه ها و خدمات اطلاع رساني سابقه تاريخي طي قرن اخير كشور چين از جهات علمي و اقتصادي پيشرفت چنداني نداشته و اين درحاليست كه طي اعصار گذشته از تاريخي درخشان و سرشار از موقعيتهاي علمي و فني برخوردار بوده است. كشورچين بعنوان زادگاه اصلي كاغذ و فن چاپ، از لحاظ برخورداري از كتابخانه هاي بزرگ امپراطوري و خانواده هاي سرشناس شهرت داشته است. قدمت كتابخانه ها و آرشيوهاي كشور به 3 هزار سال قبل(زمان سلسله شانگها 1100-1600 ق. م.) بازمي گردد. اين موضوع پس از انجام مطالعات وسيع بر روي كتيبه هاي استخواني (يا جلد لاك پشتي) مكشوفه قرن19 آشكار گرديد. از آنجاييكه مواد قديمي تر و نامرغوب تري كه در نگارش مورد استفاده قرار مي گرفت، نسبت به استخوانها و جلدهاي لاك پشت از مقاومت بسيار كمتري در برابر فسادپذيري برخوردار بود، نتوانست تا زمان حاضر دوام آورده و لذا آثاري از آنها بدست نيامده است. جالب اين كه مقدار زيادي كتيبه هاي استخواني در مكاني بدست آمد كه مطالبي درباره قرباني كردن، جنگ، شكار، مسافرت، بيماري، باران و ساير مسائل روحي، طبيعي و مسائل انساني مربوط به كاخ سلطنتي بر آنها نقش بسته بود. پژوهشگران معتقدند كه اين مجموعه چيزي جز يك كتابخانه يا آرشيو سلطنتي نبوده است و شايد اين تنها توضيحي است كه مي توان در اين خصوص ارائه نمود، زيرا تحت شرايط خاص آن زمان، اين تعداد سند به شكل كتيبه هاي استخواني يا جلد لاك پشت، جز در دربارهاي سلطنتي نمي توانسته است در جاي ديگري نگهداري شده و يا حتي نياز به نگهداري آنها باشد. مطابق اسناد تاريخي لائوتسه (531- 604 ق. م.) فيلسوف بزرگ چين باستان نخستين مورخ رسمي كشور است كه بطور رسمي عهده دار سرپرستي و نگهداري آرشيو سلطنتي طي سالهاي (256-770 ق. م.) گرديد.در طول دوره اي كه بهار و پائيز و جنگ بين ممالك كوچك ناميده مي شود (221-770 ق. م.) امور آكادميك بسيار زنده و فعال بوده و اين زماني است كه در تاريخ چين از آن تحت عنوان دوره مجادله بيش از يكصد مكتب فكري ياد مي گردد.در اين دوره، پيروان هر يك از مكاتب، بطور فعال عقايد و نظريات خود را بصورت گفتار و نوشتار ترويج و تبليغ نموده و سعي داشتند از اين طريق، بر نفوذ خود در دستگاههاي دولتي و امور كشوري بيفزايند. در نتيجه در آن اثنا تعداد زيادي كتب نمايشگر افكار مختلف ، عرضه گرديد. علاوه بر اين، هر يك از حكومتهاي كوچك از مورخ ويژه اي برخوردار بودند كه عهده دار مسئوليت ثبت رويدادهاي مهم تاريخي و ضبط و تنظيم كتب و اسناد گردآوري شده بود. در آن اثنا، كاغذ اختراع نشده و مردم بوسيله چاقو كار حكاكي بر روي كتيبه هاي خيزراني يا چوبي را انجام مي دادند.گفتني است كه در نگارش اسناد رسمي نيز از ابريشم مرغوب، ظريف و با دوام استفاده مي گرديد. 8 سال پس از وحدت كاملي كه به واسطه حكومت چين [1] [3] در كشور برقرار گرديد (221 ق. م.)نخستين امپراطور چين دستور سوزاندن كتابهاي مغشوش كننده ذهن به استثناي كتب كشاورزي، پزشكي و پيشگويي و معدوم نمودن دانشمنداني كه جرأت انتقاد از سياست او را بخود داده بودند، را صادر نمود. او گمان مي كرد با اين عمل، حكومتش را چنان كه آرزو داشت تا ده نسل دوام و تحكيم مي بخشد. اما برخلاف آرزوي او، اين سلسله تنها14 سال پس از تسخير سراسر چين، مضمحل گشت. با اين وجود، اغلب امپراطوران فئودال پيشين، براي كتابخانه ها و آرشيوها اهميت زيادي قائل شده و حتي مديراني بر آنها منصوب مينمودند، البته نه بدان جهت كه دوستدار كتب و علاقمند به حفظ ذخاير و ميراث ملي بودند، بلكه از آن جهت كه طبق سنت و اعتقادات خود راشايسته امپراطوري نشان دهند. نخستين كتابخانه سلطنتي كشور طي سالهاي (87-140 ق. م.) تاسيس گرديد.گفتني است كه اين كتابخانه ها در خدمت عموم مردم نبوده بلكه خانواده امپراطور، وزرا، مقامات ارشد و دانشمندان برجسته از مجوز استفاده از اين امكانات برخوردار بودند. طي سال77ق.م. به فرمان امپراطور، شخصي بنام ليوسيانگ [2] [6] مبادرت به تاليف دو مجموعه تحت عنوان بي لو (دفتر ديگر) [3] [7] وچي ليو (خلاصه هفت كلاسيك) [4] [8] نموده و پس از او پسرش ليوسينگ [5] [9] به تكميل آن مبادرت نمود. تا آنجا كه مشخص گرديده بي لو نخستين مجموعه چكيده ها و چي ليو نخستين كتابشناسي تهيه شده در كشور است. خلق آثار فوق به عنوان رويداد مهمي در تاريخ كتابداري چين محسوب شده و مي توان از آن بعنوان ابتدائي ترين شكل فعاليت اطلاع رساني در كشور ياد نمود. چي ليو كتابها را در شش طبقه رده بندي نموده و بر اين اساس دانشمند ديگري بنام سون سو [6] [10] در زمان سلسله چين غربي (316-265 ب. م) به تدارك فهرست كتابخانه اي با عنوان فهرست جديد مبادرت نمود. اين فهرست كه مطابق آن كتابها درچهار بخش طبقه بندي مي گرديد، بعد ها روش طبقه بندي چهار بخشي نام گرفت. تا قرن 12 عمده كتب در قالب دوازده بخش طبقه بندي مي گرديد تا اينكه طي قرن18 به چهار بخش و 44 مقوله تقسيم گرديد. اين روش طبقه بندي، تا اوايل قرن اخير معمول بود. با اختراع كاغذ طي قرن اول و فن چاپ طي قرن 5 ميلادي بويژه چاپ باسمه اي طي قرن9 ميلادي تهيه كتب آسانتر و ارزانتر شده و بدين ترتيب، موجبات انتشار وسيع كتب و توسعه كتابخانه ها، بويژه كتابخانه هاي اختصاصي فراهم آمد. بعنوان مثال در اواخر دوران سلسله چينگ [7] [12] بيش از 497 كتابخانه بزرگ خصوصي فعاليت مي نمود. تكميل دائره المعارف جامع يانگ ل داديان [8] [13] (در 22877 صفحه و 60 جلد) طي سال 1408 م. (سلسله مينگ) و كتابشناسي ملي سي كوچوان شو" [9] [14] (فهرست عمومي موجودي 4 كتابخانه در 36275 جلد) طي سالب 1782 م. نشان دهنده رشد كامل كتابخانه ها در زمان فئودالي چين مي باشد.كتابخانه در مفهوم نوين خود، طي سالهاي آخر حكومت سلسله چينگ (1911-1644 م.) شكل گرفته و با نفوذ علوم جديد و نظريات سياسي نوين غرب به كشور، موجب اعتلاي جنبش اصلاحي و توسعه كتابخانه ها فراهم آمد. طي سال 1896، امپراطور "كوانگ سو [10] [15] فرماني درخصوص احداث كتابخانه ها صادر نمود.بر اساس اين فرمان، نخستين كتابخانه عمومي كشورطي سال1903، دراستان ووهان [11] [16] احداث گرديده و پس از آن در ساير استانها نيز ادامه يافت. پذيرش نخستين طرح طبقه بندي جديد ـ طرح طبقه بندي دهدهي ديوئي ـطي سال 1904 و احداث كتابخانه ملي پكن طي سال 1910 بر پايه كتابخانه شهري پكن، آغاز مرحله جديدي در تاريخ كتابخانه هاي چين بشمار مي آيد. نخستين انجمن كتابداري چين در سال 1925، تاسيس يافته و تا سال 1930، تعداد انواع كتابخانه هاي سراسر كشور بر 2935 كتابخانه بالغ گرديد. روند ترجمه زبان در كشور چين به قرن اول ميلادي(همزمان با نفوذ دين بودا در چين) باز مي گردد. در طول سلسله چين غربي (316-265م.) و سلسله هاي پس از آن، ترجمه كتاب احكام بودا، از سوي امپراطورها تشويق و ترغيب مي شد. اگر چه صدور چنين احكامي منحصرا در خدمت احتياجات مذهبي بود. ترجمه آثار بويژه در دوران سلسله تانگ (907- 618 م.) تا مقياس وسيعي ادامه يافت. در همين اثنا، راهبي به نام سوان چوانگ [12] [17] كه به قصد مطالعه كتب بودائي به هند و ساير كشورهاي مركزي و جنوبي آسيا سفر كرده بود به ترجمه كتاب احكام بودا پرداخته و طي مدت 19 سال، احكام بودا را درقالب 75 بخش و 1335 جلد ترجمه نمود. در زمان سلسله مينگ (1644-1368 م.) ترجمه آثار اساساً در خدمت نيازهاي ديپلماتيك قرار گرفت. طي سال 1407 م. آژانس ويژه ترجمه به واسطه حكم حكومت امپراطوري داير گرديد. گفتني است كه آژانس مذكور به ترجمه كتب زبانهاي ممالك جنوب شرقي آسيا را ترجمه مي كردمبادرت مي نمود. طي سالهاي پاياني سلسله چينگ (اواخر قرن نوزدهم) بعلت نيازهاي ديپلماسي و احتياج به يادگيري علوم غربي، آژانس ويژه ارتباطات زباني [13] [19] جهت ترجمه و فراگيري زبانهاي غربي تاسيس يافته و سازمانهاي غير دولتي نيز به احداث مدرسه علوم غربي [14] [20] و مركز ترجمه كتاب [15] [21] مبادرت نمودند. بسياري از كتب غربي من جمله نظريه تكامل و اخلاقيات و رسالات ديگر از تامس هكسلي و اصل انواع از چارلز داروين بوسيله يان فو شخصيت برجسته تاريخ چين نو، به زبان چيني ترجمه شد.لازم به ذكر است كه اين سازمانها از نقش مهمي در ترويج تكنولوژي پيشرفته غرب، نظريه هاي سياسي، اعتلاي جنبش اصلاحي و نيز درانقلاب چين برخوردار بوده اند. افتتاح ستون كتابشناسي اختصاصي طي سال 1934، در مجله شيمي كه بوسيله انجمن سابق شيمي چين منتشر مي شد، رويداد ديگري بود كه ميتوان از آن بعنوان آغاز فعاليت نوين اطلاعاتي دركشورچين نام برد. با اين حال، كتابخانه ها و خدمات اطلاعاتي كشور به لحاظ عقب ماندگي علمي و فني و غفلت حكومتهاي سابق چين، بخوبي توسعه نيافتند. تنها پس از تشكيل حكومت جمهوري خلق چين طي سال 1949، بود كه تغييراتي اعمال گرديد. علم و تكنولوژي كه در نتيجه جنگهاي داخلي تقريباً نابود شده بود، با اجراي نخستين برنامه 5 ساله عمراني (طي سالهاي1952-1956) به سرعت توسعه يافت.در اين اثنا بسياري از دواير دولتي به صورت داوطلبانه درجهت تامين نيازهاي فزاينده اطلاعاتي محققين به انجام فعاليتهاي اطلاعاتيمبادرت نمودند.. به عنوان مثال طي سال1953، چهار دوره چكيده علوم زيستي توسط بنگاه نشر علم [16] [22] منتشر شد. با اين وجود در آن اثنا فعاليتهاي اطلاعاتي همچنان غير متمركز و فاقد وحدت برنامه ريزي و هماهنگي لازم بود. طي سال 1956، دولت چين بر اساس اجراي نخستين برنامه5 ساله، حفظ كلي ساختمان سوسياليستي كشور طي دوره انتقال از جامعه دموكراتيك نوين به سوسياليزم با هدف تبديل چين به يك كشور صنعتي را ترسيم نمود. از آنجا كه توسعه علم و تكنولوژي شرط اوليه و تضمين كننده نيل به اين هدف بود، از اين روي از اولويت و اهميت زيادي براي حكومت چين برخوردار بود. به نحويكه طي سال 1956، در صدر اولويتها قرار گرفت.پردازش اطلاعات علمي و فني بعنوان يكي از اجزاء مهم تحقيق در علم و تكنولوژي مورد توجه قرار گرفته و در پروژه بلند مدت توسعه علوم و تكنولوژي طي سالهاي 1968-1957، تشكيل سازمان اطلاعات علمي و فني از جمله مهمترين وظايف تحقيق در علوم و تكنولوژي محسوب مي گرديد.در اكتبر1956، آكادمي علوم چين به منظور تدارك خدمات اطلاعاتي مورد نياز موسسات تحقيقاتي خود، به تشكيل موسسه اطلاعات علمي و فني چين مبادرت نمود. طي سال 1958، شوراي دولتي طرح انجام فعاليتهاي اطلاعات علمي و فني را تصويب نموده و در نخستين كنفرانس ملي اطلاعات علمي و فني در خصوص گسترش و تقويت موسسه اطلاعاتي آكادمي علوم و تبديل نام آن به موسسه اطلاعات علمي و فني چين (ايستيك) [17] [23] تصميمات لازم را اتخاذ نمود. بدين ترتيب موسسه فوق به مركز اطلاعات علمي و فني و سازمان ملي هماهنگ كننده فعاليتهاي اطلاع رساني سراسر كشور تبديل شد. پس از اين كنفرانس، كليه وزارتخانه ها و اكثريت كميسيونهاي شوراي دولتي و نيز تمامي استانها و نواحي خود مختار به تاسيس موسسات اطلاعات علمي و فني مبادرت نمودند.. علاوه بر اين، در 7 شهر بزرگ كشور نيز مراكز اطلاعاتي منطقه اي ايجاد شده و هزاران شبكه مبادله اطلاعات ملي و منطقه اي در سراسر كشور بوجود آمد، بطوري كه در حال حاضر تعداد متخصصان اطلاعاتي كشور بر 000/50 نفر بالغ مي گردد. بروز هرج و مرج و تغييرات وسيع و ناگهاني در طول دوره انقلاب فرهنگي طي سالهاي 1966-1976 سبب وارد آمدن خسارات زيادي به توليدات كشاورزي، صنعتي و فعاليتهاي اطلاع رساني گرديد. درآن اثنا كه سايركشورهاي دنيا انفجار اطلاعات را تجربه مي نمود، كشورچين با ركود اطلاعاتي مواجه گرديده و انتشار بسياري از مجلات آكادميك متوقف گرديد. مبادلات و تماسهاي بين المللي تقريباً قطع گرديده و خط مشي اساسي فعاليتهاي اطلاعاتي تا پس از كنفرانس ملي علوم طي سال 1978، همچنان مسكوت ماند.درحال حاضر، هدف كلي كشور چين در نوسازي به چهار زمينه معطوف گرديده است. از اين روي، كليه فعاليتهاي علمي، فني و خدمات اطلاعاتي درجهت اين اهداف متمركز شده و كار گردآوري، تهيه گزارشات و تحويل اسناد و مدارك مطابق با نيازهاي برنامه اقتصاد ملي كه حاوي پروژه هاي مهم پيش بيني شده حكومتي است، انجام مي پذيرد. سياست فعاليتهاي اطلاعاتي چين را مي توان در چهار كلمه چيني گوانگ،"كواي،چينگ، چون خلاصه نمود. واژه هاي انگليسي معادلي كه بتواند در بردارنده مفاهيم اين واژه ها باشد، وجود ندارد. درمفهوم وسيع كلمه گوانگ عبارت است از اين كه تعداد مردمي كه متشكل شده اند و به حالت بسيج در آمده اند، بايد زيادتر بشوند، نوشته هاي گردآوري شده و ذخيره شده بايد جامع باشد و طيف وسيعي از كاربران را در بر گيرد. كواي يعني كار گردآوري، آماده سازي، گزارش دهي و ارائه اطلاعات و اسناد به صورت سريع و بموقع چينگ يعني گردآوري، آماده سازي، گزارش دهي و ارائه اطلاعات و اسناد به صورت نظام يافته و گزيده بنحوي كه نيازهاي واقعي اموركشاورزي، صنايع و تحقيقات علمي كشور را برآورده نمايد. به عبارت ديگر اطلاعات تهيه شده براي استفاده كنندگان بايد دقيقاً همان باشد كه استفاده كننده مي خواهد. در فعاليتهاي اطلاعاتي تاكيد بر اصول وحدت برنامه ريزي با در نظرگرفتن كليه جوانب، همكاري، مبادله متقابل اطلاعات ميان سازمانها، نواحي و اتحاديه ها به منظور تسهيم منابع اطلاعاتي است. ايجاد موانع بازدارنده انتقال اطلاعات و تمايل به خود محوريهاي سازماني بايد مطلقاً مردود شمرده شود. از جمله مهمترين وظايف خدمات اطلاعاتي كه در گزارش طرح مربوط به اجراي فعاليتهاي اطلاعات علمي و فني تصريح شده مي توان به معرفي دستاوردها و گرايشات جديد در زمينه هاي مختلف و مهم علم و تكنولوژي در خارج و داخل كشور اشاره نمود، به نحويكه كاركنان سازمانهاي علمي، فني، اقتصادي، دفاعي و آموزشي قادر باشند مواد لازم را جهت پذيرش و بكارگيري اين دستاوردهاي علوم و تكنولوژي نوين بدست آورده و به اين ترتيب، در وقت و نيروي انساني صرفه جوئي شده، از دوباره كاريها اجتناب گرديده و موجبات اعتلاي علوم و تكنولوژي در كشور فراهم گردد. سازمانهاي اطلاعاتي بخصوص مي بايستي به اجراي وظايف ذيل مبادرت نمايند: 1) فراهم سازي مواد و داده هاي اطلاعاتي لازم براي اولياي امور جهت تنظيم خط مشيها، هدفها و برنامه هاي توليدي و تحقيقاتي 2) گردآوري اطلاعات و اسناد مربوط به مهمترين اختراعات كشور و اعلان سريع و جامع كنند و اين گونه اطلاعات در قالب نوشته هاي رديف دوم 3) معرفي انواع گزارشات و نوشته هاي جاري علمي و فني از كشورهاي توسعه يافته بصورت گزيده و نظام يافته 4) تحليل اطلاعات 5) گردآوري و دسته بندي اطلاعات و مدارك براي ايجاد بانكهاي اطلاعاتي از تخصصهاي مختلف در جهت فراهم سازي مبناي كار بازيابي كامپيوتري اين اطلاعات در آينده ساختار نظام كتابخانه ها دركشورچين نيز، همانند بسياري از كشورها كتابخانه ها در انواع مختلف به شرح ذيل سازمان يافته اند: الف)كتابخانه هاي عمومي : اين كتابخانه ها، كتابخانه ملي پكن را نيز در برمي گيرند. اما در اصل كتابخانه هاي شهري، استاني( نواحي خود مختار)، كتابخانه هاي حومه هاي شهري، كتابخانه هاي خياباني يا قرائت خانه هاي مربوط به شهرداريها و كتابخانه هاي كمون (شهرستاني) و بريگاد (روستايي) يا قرائت خانه هاي مناطق روستائي را شامل مي گردد.با وجوديكه مسئوليت نظارت و اداره كتابخانه هاي مذكور بر عهده دفتر اجرائي خدمات كتابخانه اي وزارت فرهنگ است. معع هذا تاكيد بر آن است كه كتابخانه ها تحت كنترل مركزي نبوده و با همكاري دفتر هماهنگي حكومتهاي محلي ، از استقلال اداري، مديريتي و مالي برخوردار باشند. درحال حاضر، تعداد كتابخانه هاي عمومي در سطح بخش و بالاتر از آن، مجموعاً بر 1713 واحد كتابخانه با 000/000/190 جلد كتاب و 19461 كارمند مشتمل مي گردد كه در مقايسه با سال 1956 (96 واحد كتابخانه،000/900/28 جلد كتاب و 3714 كارمند) از رشد چشمگيري برخوردار بوده است.كتابخانه پكن كه طي سال1910 تاسيس يافت، كتابخانه اي ملي است. مجموعه اين كتابخانه، بزرگترين مجموعه كتاب در كشور است. مجموعه كتب اين كتابخانه بر000/1000 جلد كتاب مشتمل مي گردد كه بطور عمده از زمان سلسله چينگ تاكنون انتشار يافته است. كتابخانه ملي پكن، همچنين كتابخانه مخزن براي كليه انتشارات رسمي كشور با تاكيد بر علوم اجتماعي محسوب گرديده و از 11000 عنوان نشريه ادواري برخوردار مي باشد كه 4500 عنوان از آن به ادواريهاي خارجي تعلق دارد.گفتني است كه3/1 ادواريهاي خارجي از طريق كانال مبادله با 2000 سازمان خارجي جمع آوري شده است. اين كتابخانه ها از 15 سالن مطالعه با امكاناتي مناسب براي 7000 نفر مطالعه كننده برخوردار مي باشد. جمع تعداد كاركنان كتابخانه بر860 نفر بالغ مي گردد كه 3/1 آنها از درجات تحصيلي دانشگاهي برخوردار بوده و سايرين نيز به گذراندن دوره هاي آموزش كتابداري ضمن خدمت نائل آمده اند. كتابخانه ملي پكن، به تدارك كتابشناسي ملي چين و فهرست نويسي كتب جديد چيني براي بيش از 2000 كتابخانه (7 ميليون برگه فهرست طي سال1979) مبادرت مي نمايد. همچنين به تهيه برگه هاي فهرست كليه كتب خارجي دريافت شده بوسيله كتابخانه هاي پكن و ساير كتابخانه هاي بزرگ خارج از پكن با همكاري شعبه پكن بنگاه ملي واردات كتب و نشريات چين [18] [31] مبادرت مي نمايد. علاوه بر اين،كتابخانه مذكوراقدام به انتشار فهرست مشترك نشريات ادواري موجود دركتابخانه هاي مهم با ذكر اطلاعات كامل درخصوص موجودي هر يك از كتب نيز نموده است. در ميان ساير كتابخانه هاي عمومي ، كتابخانه شانگهاي پس از كتابخانه ملي پكن بزرگترين كتابخانه چيكشور بشمار مي آيد. ب) كتابخانه هاي آموزشي: اين كتابخانه ها نيز خود بر كتابخانه هاي دانشگاهي و كالجها و كتابخانه هاي وزارت آموزش و پرورش مشتمل مي گردد. اعتبار مالي اين كتابخانه ها از محل بودجه عمومي موسسات بهره برنده از خدمات كتابخانه اي، تامين مي گردد. طبق آمار بدست آمده طي آوريل سال 1981، مجموعه كتابخانه هاي دانشگاهي و كالجها جمعاً بر 200 ميليون نسخه و جمع كاركنان آنها بر17000 نفر بالغ مي گردد و اين درحالي است كه طي سال 1956 تنها 212 كتابخانه دانشگاهي و كالج با مجموعه هايي مشتمل بر 000/280/27 نسخه كتاب فعاليت داشته است. بزرگترين كتابخانه آموزشي كشور، كتابخانه دانشگاه پكن است با 25500 متر مربع فضا، 2000 صندلي، 31 سالن مطالعه و مجموعه اي مركب از000/700/3 جلد كتاب مي باشد. اين كتابخانه حدود4000 عنوان مجله خارجي دريافت مي دارد كه 2500 عنوان آن در زمينه علوم و تكنولوژي است. كتابخانه دانشگاه پكن، با 300 موسسه خارجي رابطه مبادلاتي برقرار نموده و از مجلاتي كه توسط موسسات آكادمي علوم انتشار مي يابند جهت مبادله بهره برداري مي نمايد. اين كتابخانه همچنين با 200 كتابخانه كشور موافقتنامه امانت كتاب بين كتابخانه اي را به امضا رسانده است.از جمله ديگر كتابخانه هاي بزرگ دانشگاهي كشور ميتوان به كتابخانه دانشگاه نانكينگ، كتابخانه دانشگاه ووهان و كتابخانه دانشگاه فودان درشانگهاي با مجموعه هاي000/600 /2،000/900/1 و 000/600 /1 جلد كتاب اشاره نمود.كتابخانه هاي مدارس متوسطه و ابتدائي عمدتاً به گرد آوري مواد مرجع آموزشي، كتب ساده علمي، كتب ادبي و كتب ويژه كودكان مبادرت مي نمايند. كتابخانه ها يا قرائت خانه هاي كودكان معمولاً وابسته به كتابخانه هاي عمومي يا كاخ هاي كودكان مي باشند كه از نظر مالي توسط حكومتهاي محلي تامين اعتبار مي گردند. ج) كتابخانه هاي علمي و تحقيقاتي: اين كتابخانه ها بر كتابخانه هاي آكادمي علوم و تعداد زيادي از كتابخانه هاي وابسته به موسسات تحقيقاتي سراسر كشور مشتمل مي گردد. تشكيلات آكادمي علوم چين بر140 كتابخانه مختص موسسات و 7 كتابخانه مختص مناطق مختلف كشور مشتمل مي گردد. كتابخانه آكادمي علوم پكن از 360 كارمند برخوردار مي باشد. سياست گرد آوري مواد در اين كتابخانه پاسخگوي قلمرو فعاليتهاي موسسات تحقيقاتي در زمينه هاي علوم عملي و علوم محض از جمله علوم زيستي با تاكيد كمتر بر تكنولوژي به مفهوم دقيق آن است. اين كتابخانه تعداد زيادي از نشريات خارجي (از جمله 1500 نشريه ادواري جاري) را از طريق مبادله با نشريات آكادمي دريافت مي دارد. از جمله ديگر كتابخانه هاي كشور كه موضوعات علوم و تكنولوژي را تحت پوشش قرار مي دهند ميتوان به كتابخانه هاي آكادمي پزشكي،آكادمي كشاورزي، آكادمي معماري و غيره اشاره نمود. اين كتابخانه ها خدمات خود را به طور عمده به موسسات تحقيقاتي تابعه و شاخه تابعه خود درداخل و خارج ازكشور ارائه داده و درواقع به تشكيل نظامهاي خدماتي ويژه خودمبادرت مي نمايند. تعداد زيادي كتابخانه هاي انجمن هاي آكادميك نيز فعاليت دارند كه در زمينه هاي علوم و تكنولوژي فعال بوده؛ اما در مقايسه با ساير كتابخانه هاي علوم از اهميت كمتري برخوردار مي باشند. د) كتابخانه هاي اتحاديه هاي كارگري و كارخانه ها: تعداد زيادي كتابخانه كارخانه اي و كارگاهي فعاليت دارند كه توسط اتحاديه هاي كارگري در كارخانه ها سازمان يافته اند. اين كتابخانه ها از كتابخانه هاي عمومي، آموزشي و كتابخانه هاي علمي از طريق امانت گروهي بهره وري زيادي به عمل مي آورند.علاوه بر موارد ياد شده، تعداد زيادي كتابخانه يا قرائت خانه در ارگانهاي اجرايي كشوري و واحدهاي نظامي از سطوح بالا تا كوچكترين واحد نيز فعاليت دارند كه عملكرد آنها كم و بيش مشابه كتابخانه هاي كارخانه هاست. انواع گوناگوني از كتابخانه ها نيز تحت نظارت مسئولين مركزي اداره مي شوند؛ اما دفتر اجرايي خدمات كتابخانه اي وزارت فرهنگ، علاوه بر اداره مستقيم كتابخانه هاي عمومي و كتابخانه هاي كودكان ، عهده دار مسئوليت برقراري هماهنگي و همكاري ميان نظامهاي مختلف كتابخانه اي كل كشور نيز مي باشد. انجمن علوم كتابداري چين نيز كه طي سال 1979 تاسيس يافت، از28 شعبه در استانها، مناطق خود مختار و شهرهاي ويژه برخوردار مي باشد كه 2300 نفر در آنها عضويت دارند.
+ نوشته شده توسط عظيمي در جمعه 1384/01/19 و ساعت |
آيا مشکل معلمان حل خواهد شد؟ محمد ستاری‌فر رييس سازمان مديريت و برنامه‌ريزی ايران می گويد:« دولت متعهد است که تا پايان سال جاری حقوق، مزايا، عيدی و قسمت عمده‌ای از پاداش پايان خدمت کارکنان خود و از جمله آموزش و پرورش را پرداخت کند.» وی در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) درباره درخواست‌های فرهنگيان و حضور نيافتن در کلاس‌های درس، توضيح می داد. آقای ستاری فر گفت:«طی دو سال گذشته فرهنگيان درخواست‌هايی در قالب نظام هماهنگ پرداخت کشوری و مشخص شدن جايگاه واقعی آنان و اصلاح حقوق و مزايای خود به سازمان مديريت و برنامه‌ريزی کشور ارائه کرده‌اند.» ستاری‌فر با اشاره به درخواست فرهنگيان نسبت به اينکه چرا همانند ساير کارکنان دولت از نظام هماهنگ پرداخت برخوردار نيستند، افزود:« کارکنان دولت به صورت هماهنگ پول دريافت می‌کنند و تبعيضی در اين ميان وجود ندارد. معلمان دريافتی‌های خود را با کارکنان شرکت‌های دولتی مقايسه می‌کنند، اين در حالی است که شرکت‌ها با توجه به شرايط و وضعيت خود پرداخت‌هايشان را تعيين می‌کنند.» تعداد زيادی از معلمان از روز شنبه، 6 مارس، يک رشته حرکات اعتراضی هفت روزه را آغاز کرده اند. در روزهای پايانی ديماه سال جاری، اعتراض مشابهی در قالب تحصن و تحريم کلاسهای درس انجام گرفت. پيش از آن هم شماری از نمايندگان تشکل های فرهنگيان درمقابل مجلس دست به تحصن و اعتراض زده بودند. يک نماينده مجلس در آغاز اين اعتراضات گفته بود اگر مطالبات معوقه فرهنگيان تا پايان سال جاری پرداخت نشود، مجلس واکنش شديدی نشان خواهد داد. علی اصغر ذاتی، مدير روابط عمومی و سخنگوی کانون معلمان ايران، به بی بی سی گفت در رابطه با نظام هماهنگ پرداخت در ايران قانونی مصوب شده است که رعايت نمی شود. آقای ذاتی گفت اعتراض ها مربوط به وضع معيشتی معلمان است که در همان حد حداقل قبلی باقی مانده است. وی تجمعات در کرمانشاه و مازندران را چشمگير توصيف کرد.
+ نوشته شده توسط عظيمي در جمعه 1384/01/19 و ساعت |
فرازهايي از كتاب جامعه‌ي دانايي و پرسش‌هاي پژوهشي آينده اخلاق در جامعه‌ي دانايي مسائل اخلاقي جامعه‌ی دانایی فقط به گمنامي، حريم خصوصي، حقّ مالكيت معنوي، محتواهاي مبتذل، يا بحث بر سر عدالت مبتني بر قصد يا انجام عمل محدود نمي‌شود و مسائل اصولي‌تر و بنياديني همچون هويت و درك ما از يك شخص را در بر مي‌گيرد. . . جامعه‌ی دانایی، سطح ديگري از اخلاق را طلب مي‌كند و شناخت تحولات جاري بدون مراجعه به مفاهيم اخلاقي محال مي‌نمايد. . . . در جامعه‌ی مدرن، اخلاق را بيشتر به ‌صورت امري خصوصي تعريف كرده‌اند. اخلاق تنها زماني یک وجه عمومي مي‌يابد كه وارد عرصه‌ی عمومي ‌شود و تبديل به اخلاقيات گردد . . . . از آن‌جا كه اخلاق واجد مفاهيم و اصطلاحات پيچيده و دشواري است، در عمل، به ‌هنگام بحث پيرامون اخلاق، قوانين و ضوابط مورد بحث واقع شده‌اند. به‌ همين ترتيب، بحث‌هاي پيرامون ارزش‌ها نيز به حوزه‌هاي اقتصادي تفويض شده‌اند . . . . ، شايد با اين پيش‌فرض كه سازوكارهاي دقيق و عيني تعيين ارزش‌ها را مي‌توان در ميان هنجارهاي حاكم بر بازار يافت. به بيان ديگر، به ‌محض آن‌که اخلاق وارد عرصه‌هاي عمومي شده، مهربانانه به‌جايي هدايت شده است كه بتوان در عمل آن‌ را دور زد: يا دادگاه يا بازار. باقي آن چيزي كه از اخلاق مي‌ماند به افراد سپرده شده‌اند تا در حدّ توان خود از آن محافظت كنند. . . . . به‌ هر حال، مرز ميان امر عمومي و امر خصوصي در جامعه‌ی دانایی مغشوش است. شدت جريان توليد دانش، نظام‌هاي مشترك ارزشي جامعه را متغير ساخته است. . . . . در سنت كانتي اخلاق، مسئله‌ی اساسي رابطه‌ی ميان سوژه‌ی خودمختار و آزاد با جامعه بود. اخلاق در بستري ظاهر شد كه امكان برخورد با ديگري و سد كردن راه او وجود داشت. در حوزه‌ی اجتماعي، اخلاق راه‌هاي تحقق آزادي‌هاي فردي را ملزم به رعايت شروط و قيودي ساخت. كانت اين مسئله را با تعريف یک حكم اخلاقي عام رفع كرد؛ نقشه‌ا‌ي اخلاقي كه براي همگان قابل فهم است و برخورد را به حداقل مي‌رساند. بر اساس اين حكم، بايد همان رفتاري را با ديگري داشته باشيم كه از او انتظار داريم. . . نيچه اخلاقيات كانتي را به نقد كشيد: آيا بايد از قوانيني خاص تبعيت كنيم تا وجه اخلاقي وجود ما رسميت يابد؟ در اين صورت، تنها در صورتي موجودي اخلاقي مي‌شويم كه همان آزادي‌هاي به‌وجودآورنده‌ی اخلاق را نقض كنيم. نيچه همچنين يادآور شد كه قوانين اخلاقي به ‌دست كساني تدوين مي‌گردد كه بر كرسي قدرت تكيه زده‌اند. نيچه چنين تعريفي از اخلاق را رد و در عوض بر مسئوليت فردي كنش‌گران تأكيد كرد. اخلاق واقعي از نظر نيچه آن است كه در هر لحظه اخلاقيات مرسوم را به ‌چالش بكشيم. [حالا] اخلاق يكي از راه‌هاي وجود در جهان است. اين موضع در صورت‌هاي متفاوتي توسط فيلسوفاني همچون هايدگر، نيشيدا، لويناس، دولوز، و فوكو بسط يافته است. به بيان ساده، مي‌توان همه‌ی اين نظريه‌ها را در اين گويه خلاصه كرد كه سبك اخلاقي وجود، همان «اصالت» و گشودگي در برابر «ديگري» است و ديگري هميشه خارج از حوزه‌ی معرفت و شناخت و علایق ما قرار دارد. بنا به نظر لويناس اخلاق و اخلاقيات دو امر متفاوت‌اند. شيوه‌ی اخلاقي وجود، مستلزم آن است كه «ديگري» را هميشه فراسوي دسترس خود بدانيم. بنابراين، تلاش براي توصيف كليت جهان توسط دانش، تلاش براي خلق جهاني است كه در آن جايي براي اخلاق وجود ندارد.. آرمان‌شهر جامعه‌ی دانایی مي‌تواند به‌ صورت بنيادي در تعارض با شيوه‌ی اخلاقي وجود باشد. اگر به‌ دنبال ايده‌هايي هستيم كه امروزه تصوري از آن وجود ندارد يا بسيار حاشيه‌اي است، مي‌توان از اين تناقض آغاز كرد. جامعه‌ی دانایی مي‌تواند به ‌معناي تحول در ارزش‌هاي روشنگري ــ كه زيربناهاي مدرنيته را شكل مي‌دادند ــ و حركت به ‌سوي نظام ارزشي جديدي باشد. تنش ميان نظام ارزشي مدرن با نظام ارزشي جديدي كه در اثر و همخوان با صورت‌هاي جديد همبستگي در جامعه‌ی دانایی پديد مي‌آيند، باعث ايجاد بسترهاي پژوهش نظري جديدي مي‌شود كه كارآمدي‌هاي اجتماعي و عملي فراواني خواهند داشت. . . يكي از نقاط عزيمت لويناس، فهم «ديگري» به ‌‌صورتي است كه به یک سوژه‌ی مستقلّ آزاد و فعال تقليل نمي‌يابد. در اخلاق لويناس، ديگري «چهره»اي از يك ديگرِ تعريف‌ناپذير است. حضور اين چهره ما را به ‌عنوان سوژه‌هايي تعريف مي‌كند كه در برابر ديگران مسئوليم. بنابراين، سبك‌هاي اخلاقي وجود، وابستگي نزديكي با ساخت ذهنيت دارند. همچنين سبك‌هاي اخلاقي وجودي بر درك متفاوت و ديگري از هويت، ارتباط، شناخت و اقتصاد دلالت دارند. بنا به ‌نظر لويناس وقتی درمي‌يابيم كه مي‌توانيم جهان بيرون را در جهت مقاصد خود مورد استفاده قرار دهيم و چيزها را براي آينده‌ی خود ذخيره سازيم، اقتصاد پديد مي‌آيد. وقتي حافظه امكان بازنمايي جهان در نسبت با نيازهاي ما را ممكن مي‌سازد و وقتي جايي براي بازگشت از كاوش‌هاي خود داريم، لذت و اقناي فوري نيازها به اقتصاد تبديل مي‌شود. نقطه‌ی عزيمت ما‌، جايي كه در آن «سكنا» داريم، همان «خانه»ی ما هم مي‌شود. اين «خانه» مبدأ تقسيم جهان به دروني و بيروني را ايجاد مي‌كند و امكان استفاده از «كار» براي در آوردن منابع از جهان بيرون و انباشت آن در «خانه» و جهان «ما» را فراهم مي‌آورد. با فاصله‌گذاري ميان خود و جهاني كه در آن «سكنا» داريم و با كسب لذت از جهاني كه از ما جدايي‌ناپذير است، جهاني را تعريف مي‌كنيم كه مبدأ خانه و در عين حال از آن جداست. به‌هر حال، به‌ نظر لويناس اقتصاد نمي‌تواند اخلاقي باشد. تا زماني كه كنش‌هاي ما بر اساس نيازهايمان باشد، نمي‌توان حوزه‌ی وجودي اخلاق را به ‌خاطر آورد. اخلاق واقعي تنها زماني محقق مي‌شود كه دريابيم فرصت را ديگران در اختيار ما قرار مي‌دهند. با كنش در اين لحظات خاص، آن‌جا كه به اخلاق دست مي‌يابيم، خود را همچون موجودي اخلاقي مي‌سازيم. بنابراين، اخلاق هديه‌اي است كه ديگران به ما مي‌دهند. اخلاق آينده‌اي گشوده و غيرقابل پيش‌بيني دارد. پرسشي كه اينجا مطرح مي‌شود آن است كه آيا چنين چيزي در جامعه‌ی دانایی رخ مي‌دهد؟ . . آيا جامعه‌ی دانایی جايي است كه در آن مردم در مواجهه با مسائل اخلاقي مهارت‌ها و توانايي‌هاي خود را بسط مي‌دهند؟ . . . . بايد از نظريه‌ی اخلاقيات كانت فراتر رويم. آن ايده‌ی جايگزين كه ارزش‌هاي متناسب با جامعه‌ی دانایی را مي‌توان در يك ويترين يا آرشيو يافت، چندان مطلوب به‌نظر نمي‌رسد. طرح چنين ايده‌اي حاكي از آن است كه عقلانيت اقتصادي توانسته است عرصه‌ی اخلاق را فتح كند. اخلاق فقط به تصميم‌گيري و انتخاب از ميان گزينه‌هاي موجود محدود نمي‌شود. ماهيت اخلاق در جامعه‌ی دانایی پرسشي همچنان مطرح است.
+ نوشته شده توسط عظيمي در جمعه 1384/01/19 و ساعت |
نوروز به روايت دكتر علي شريعتي نوروز كه قرن‌هاي دراز است بر همه‌ي جشن‌هاي جهان فخر مي‌فروشد،‌ از آن رو «هست» كه يك قرارداد مصنوعي اجتماعي و يا يك جشن تحميلي سياسي نيست. جشن جهان است و روز شادماني زمين، آسمان و آفتاب، و جوش شكفتن‌ها و شور زادن‌ها و سرشار از هيجان هر آغاز. نوروز همه وقت عزيز بوده،‌ در چشم مغان، موبدان، مسلمانان، و همه با زبان خوش از آن سخن گفته‌اند حتي دانشمندان كه گفته‌اند: «نوروزنخستين روز آفرينش است . . . » چه افسانه‌ي زيبايي، زيباتر از واقعيت. راستي مگر هر كسي احساس نمي‌كند كه نخستين روز بهار، گويي نخستين روز آفرينش است. سبزه‌ها روييدن آغاز كرده‌اند و رودها رفتن و شكوفه‌ها سرزدن و جوانه‌ها شكفتن، يعني نوروز. بي‌شك روح در اين فصل زاده است و عشق در اين روزها سرزده است و نخستين بار آفتاب در نخستين نوروز طلوع كرده است و زمان با وي آغاز شده است نوروز ــ اين پيري كه غبار قرن‌هاي بسيار بر چهره‌اش نشسته است ــ رسالت بزرگ خويش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداري وصميميت انجام داده است و آن زدودن پژمردگي و اندوه از سيماي اين ملت است و درآميختن روح آنان با روح جانبخش طبيعت و عظيم‌تر، پيوند نسل‌ها و پيمان يگانگي ميان همه دل‌هاي خويشاونديي كه ديوار عبوس دوران‌ها در ميانشان حايل مي‌گشته است و ما در نوروز، در اين ميعادگاهي كه همه‌ي نسل‌هاي تاريخ و اساطير ملت ما حضوردارندباآنان پيمان وفا مي‌بنديم و«امانت عشق»را از آنان به وديعه مي‌گيريم كه «هرگزنمي‌ميريم» و «دوام راستين» خويش را به نام ملتي كه دراين صحراي عظيم بشري، ريشه در عمق فرهنگي سرشار و غني از قداست و جلال دارد وبرپايه‌ي «اصالت» خويش در رهگذر تاريخ ايستاده است «بر صحيفه‌ي عالم» ثبت كنيم.
+ نوشته شده توسط عظيمي در جمعه 1384/01/19 و ساعت |