تبليغاتX
دبستان شهيد آیتی اميرآباد

این درست است که ما بیشتر از کودکان می دانیم امامعلوم نیست که بهتر ازآن ها بدانیم     {هلوسیوس}

 

در نظام های آموزشی سنتی تمرکز اصلی روی انتقال اندیشه ی دیگران به دانش آموزان است و نه آموزش اندیشه سازی و اندیشه ورزی توسط خود دانش آموز   «عبدالعظیم کریمی»

 

ستایشگر معلمی هستم که اندیشیدن را به ما بیاموزد نه اندیشه را.

 

آینده متعلق به کسانی است که ریسک می کنند ، نه افراد راحت طلب .

 

کتاب درسی معجونی درهم و برهم ومکتوب از توهمات ذهنی ونیازهای خودمحورانه ی بزرگسالان برای تحمیل به دانش آموزان است که هدف پنهان آن با اهداف آشکار آن فاصله ای نجومی دارد      «عبدالعظیم کریمی»

 

سرنوشت تان را به دست بگیرید ، و گرنه دیگران این کار را خواهند کرد

 

امتحان عبارت است از جلسه ای از پیش تعیین شده با انتظارات نامعین ازافراد معین که غایباً باید به محاکمه ی ذهنی کشیده شوند . برخی ازخواص آن به شرح زیر است: منبع دلهره و اضطراب روانی برای دانش آموزان،دادگاه صحرایی برای بررسی پرونده درسی دانش آموزان ،انتظاربرابرازاستعداد های نابرابروجلسه ارزش گذاری ونه ارزشیابی برای تولید برچسب های ماندگار برشخصیت دانش آموزان.    «عبدالعظیم کریمی»

 

 

با پرسیدن این دو سؤال از خودتان گذشته را مرور کنید : (( چه کاری را درست انجام دادم ؟ و چه کاری را باید طور دیگری انجام می دادم ؟ ))

 

گفتن آموزش دادن نیست .       «ثوراندیک»

 

هر کاری که انجام می دهید در واقع انتخابی است بین کار مهم تر و کارهایی که اهمیت کمتری دارند . درست انتخاب کنید .

 

+ نوشته شده توسط عظيمي در چهارشنبه 1386/06/14 و ساعت |

5-    مدرسه پيشرو

سعي بر يكپارچگي است.

گردش در مشاغل وجود دارد و با وجود تخصص‌گرايي، همه در فعاليت‌ها نقش دارند.

رهبري/ برنامه‌ريزي استراتژيك يادگيري نوآوري افراد مشتريان امور عملكردي

● تصميم‌گيري‌ها تفويض شده‌ است.

● مدير مدرسه در طراحي چشم‌اندازها دخالت دارد.

● مدير مدرسه و مديران ارشد وي، به منزله تيم رهبري مدرسه‌ها كار مي‌كنند. 

● نظارت مستمر وجود دارد.

● درك ‌واضحي نسبت به اين موضوع وجود دارد كه تمام تغييرات مثبتي كه در مدرسه صورت مي‌گيرند، بر محور يادگيري هستند.

● تأكيد واضح بر يادگيري همگاني، به منزله روش‌كليدي و مهارت دستيابي به موفقيت است. 

● مدير مدرسه و مديران ارشد، وظيفه خود را براي حمايت از طرح‌ها و ايده‌هاي مبتني بر نوآوري مي‌شناسد و فرهنگ سئوال پرسيدن را تشويق مي‌كند.

● روش‌هاي دريافت و اجراي ايده‌هاي جديد در مدرسه نهادينه شده‌اند. 

● كاركنان مدرسه، نسبت به نقش خود در فرآيندها آگاه هستند.

● بر اندازه‌گيري عملكردها تأكيد چنداني نمي‌شود و اين مسئله در مغايرت با فرهنگ سازماني و فرآيندها است.

● از افتادن در ‌دام‌ اعداد و ارقام جلوگيري مي‌شود. 

●مشتريان، بي‌بروبرگرد در تصميم‌گيري‌ها دخالت دارند.

● به طور مستمر و معمول، از مشتريان بازخورد گرفته مي‌شود.

● از طرف مدرسه، به طور دائم، به مشتريان پيشنهادهايي ارائه مي‌شود. 

● مدرسه به دنبال آن است كه علاوه بر آن كه كميت و كيفيت را با هم پي‌گيري مي‌كند، در ايجاد شناخت در فراگيران خود هم كوشش كند. 

تفويض اخيتار در اين مدارس تا چه حدي است ؟

نظام پيشنهادات در اين مدارس چقدر عملي است ؟

ارتباط خانه و مدرسه چگونه است ؟

 

+ نوشته شده توسط عظيمي در چهارشنبه 1386/06/14 و ساعت |

4-    مدرسه داراي عملكرد عالي

تقويت عملكردها، صرفاً در مسير چشم‌اندازهاست.

سيستم‌ها توانمند، انعطاف‌پذير و پويا هستند.

رهبري/ برنامه‌ريزي استراتژيك يادگيري نوآوري افراد مشتريان امور عملكردي

● فلسفه اداره مدرسه غيرقابل تغيير است؛ حتي در شرايطي كه مدير مدرسه و مديران ارشد تغيير كنند.

● متوليان بر عمليات بلندمدت( و نه روزانه) تمركز دارند.

● همه افراد، هر روز با چشم‌انداز مدرسه سازگار شده، با آن زندگي مي‌كنند.

● بهبود مستمر از پايين به بالا، بخشي از فرهنگ مدرسه است.

● برنامه‌هاي يادگيري توسط همگان اجرا مي‌شود.

● سازگاري با فرهنگ مدرسه، يكي از پيش نيازهاي هر نيروي جديدي است كه به مدرسه وارد مي‌شود. 

●بر نوآوري و خلاقيت كاركنان مدرسه، از سوي مدير تمركز مي‌شود.

● همواره جريان خروشاني از نوآوري‌ها و فرايندهاي جديد براي بهبود مسير ياددهي- يادگيري، در مدرسه به چشم مي‌خورد. 

● ارتباطات مدير مدرسه با كاركنان و مديران ارشد، دوطرفه و متعادل است.

● مدرسه، از همه توانمندي‌هاي همه كاركنان، دانش ‌آموزان و اولياي خود، به طور كامل استفاده مي‌كند.

● افراد، به طور خودانگيخته كار مي‌كنند و جابجايي كاركنان، مگر در موارد اضطرار، صورت نمي‌پذيرد. 

● تعامل با مشتريان به بالاترين حد خود مي‌رسد تا هدف‌هاي مدرسه تأمين مي‌شود.

● مدير مدرسه به دنبال آن است كه مشتريان، با خودانگيختگي كامل، به سوي مدرسه وي روي‌ بياورند.

● به طور مستمر، نيازهاي مشتريان توسط مدرسه پيش‌بيني مي‌شوند و برنامه‌هايي براي آنها به اجرا در مي‌آيد. 

●در مدرسه علاوه بر توجه به كميت و كيفيت و ايجاد شناخت در فراگيران، راه‌هاي رسيدن به شناخت هم مورد عنايت قرار مي‌گيرد (معرفت و شناخت نسبت به خود و جهان هستي).

● تمامي معيارهاي عملكردي مدرسه، به طور مستقيم رقابتي و در مقايسه با وضع حال و آينده مدرسه‌هاي جهان است

به نظر شما چنددرصد مدارس ما در اين گروه قرار مي گيرند ؟

چگونه مي توانيم به اين سطح از مدارس دست پيدا كنيم ؟

تغيير مدير در اين سيستم چقدر در روند كاري مدرسه تاثيرگذار است ؟

 

 

+ نوشته شده توسط عظيمي در چهارشنبه 1386/06/14 و ساعت |

3-    مدرسه داراي عملكرد بهبود يافته

رفتارهاي سازماني تغيير مي‌كنند.

سيستم‌ها متغير هستند.

رهبري/ برنامه‌ريزي استراتژيك يادگيري نوآوري افراد مشتريان امور عملكردي

●درمدرسه، برخي الگوهاي نقش‌آفريني وجود دارد.

● علاوه بر مدير، چند لايه استراتژيك ديگر در برنامه‌ريزي مشاركت دارند.

● آموزش‌ها به صورت رسمي در مدرسه و بيرون آن صورت مي‌گيرد.

● حاميان و قهرمانان مديريتي فعالي وجود دارند كه آموزش به همت آنها پيش مي‌رود.

● درك جامع‌تري نسبت به نوآوري (به منزله ايجاد سيستماتيك روش‌هاي جديد قابل تكرار) به وجود آمده و برخي پروژه‌هاي داوطلبانه و نوآورانه معلمان، مورد توجه خاص مديران قرار مي‌گيرد. 

●روال‌هايي براي معرفي كردن و شناساندن افراد فعال موجود است.

● بر روي فرهنگ سازماني بحث مي‌شود.

●فرآيندهاي به كارگماري افراد، مبتني بر استراتژي‌هاي مدرسه است. 

●برنامه‌هاي پيشوازانه در ارتباط با مشتريان، طراحي و به اجرا گذاشته مي‌شود.

● برنامه‌هاي مدرسه، با نظر مشتريان طراحي مي‌شود و مشتريان، كم ‌و بيش خود را مشاهده مي‌كنند. 

● علاوه بر كميت، كيفيت آموزش هم مدنظر است.

● علاوه بر معيارهاي مالي، از معيارهاي غيرمالي هم براي بهبود عملكرد بهره گرفته مي‌شود.

●آيين‌نامه‌هاي داخلي توسعه يافته‌اند. 

ميزان رضايتمندي معلمان اين نوع مدارس نسبت به مدارس نوع اول و دوم در چه حدي است ؟

دانش آموزان در اين مدارس چقدر احساس رضايتمندي خواهند كرد ؟

 

+ نوشته شده توسط عظيمي در چهارشنبه 1386/06/14 و ساعت |

2-     مدرسه خام

منش‌ها متغير هستند.

سيستم‌ها تغيير نمي‌كنند.

رهبري/ برنامه‌ريزي استراتژيك يادگيري نوآوري افراد مشتريان امور عملكردي

● تنها مدير مدرسه و نيز مديران بالاتر از او مي‌خواهند نقش‌‌‌‌آفرين و الگو باشند.

● عمده بحث‌هاي استراتژيك در سطح مديران صورت مي‌پذيرد و معلمان نقشي در طراحي هدف‌ها و برنامه‌ها ندارند. 

● معمولاً بر روي آموزش و يادگيري به عنوان يك امر مهم بحث مي‌شود.

● تنها مي‌توان تغييرات معدودي در يادگيري سازماني پيدا كرد. 

● به نوآوري، به عنوان يك امر ضروري براي ايجاد روش‌هاي كاري جديد نگاه مي‌شود، ولي هنوز راه سامان يافته‌اي براي بروز نوآوري به چشم نمي‌خورد. 

● ارتباط بالا به پايين و رسمي در مدرسه حاكم است.

●رضايت‌مندي كاركنان، به انحاي گوناگون مورد توجه مدير است و سعي در اندازه‌گيري آن به چشم مي‌خورد. 

● بر حفظ وضع موجود تأكيد مي‌شود و سعي مي‌شود در اوليا، معلمان و دانش ‌آموزان به عنوان مشتري نارضايتي ايجاد نشود و به صورت غيررسمي، نوعي وفاداري سنتي به اين سه گروه مشتري به چشم مي‌خورد. 

● مدرسه، به دنبال آن است كه وضعيت خود را با متوسط استاندارد منطقه‌اي كه در آن واقع شده، مقايسه كند.

● سعي مي‌شود در مصرف هزينه‌ها هم، استانداردها رعايت شود.

● علاوه برسيستم‌هاي قانوني، آيين‌نامه‌هاي داخلي گوناگوني هم وضع شده‌ است. 

آيا در مدرسه شما اين سيستم اعمال مي شود ؟

فكر مي كنيد اين نوع مدارس داراي چه مشكلاتي خواهند شد ؟

اين نوع از مدارس نسبت به مدارس نوع اول چه محاسني دارا هستند ؟

+ نوشته شده توسط عظيمي در چهارشنبه 1386/06/14 و ساعت |
  • مقدمه

اين مقاله به شيوه‌اي جديد يك تقسيم‌بندي از مدارس به مديران مدرسه‌ها و مسئولان آموزش و پرورش ارائه مي‌كند. اين تقسيم‌بندي مدرسه‌ها و به طور طبيعي مديران آنها را به پنج دسته تقسيم مي‌كند و شش محور سازماني مهم را در ارتباط با اين مدرسه‌ها مورد بررسي قرار مي‌دهد. مديران محترم مدرسه‌ها مي‌توانند جايگاه خود را در جدول پيدا كنند و اگر متأسفانه خود را رديف‌هاي سنتي و خام يافتند، نسبت به تجديد نظر كلي در شيوه اداره مدرسه خويش اقدام كنند و در صورتي كه در ساير رديف‌ها هستند، در مورد حركت به سمت كيفيت‌گرايي، از تلاش بي‌وقفه باز نايستند.

 

·       تقسيم‌بندي مدارس:

1-     مدرسه سنتي

منش‌ها عكس‌العملي هستند.

سيستم‌ها جزء به جزء هستند.

رهبري/ برنامه‌ريزي استراتژيك يادگيري نوآوري افراد مشتريان امور عملكردي

● سمت‌و‌سوي مدرسه نامشخص و نامتغير است.

● فرهنگ سازماني مبتني بر شرمنده كردن يا ترساندن خطاكار است.

● رفتارهاي مديريتي ثابت است. 

●تنها در مورد آموزش، حرف زده مي‌شود.

● اگر بودجه‌اي باشد و امكاناتي، دوره‌هاي آموزشي خاصي، براي افراد خاص گذاشته مي‌شود.

● آموزش، مبتني بر احساس‌هاي زودگذر و آني است.

● نوآوري در مدرسه معني ندارد.

● در تقابل با تجربه‌ها و كم‌تجربه‌ها، معلمان تازه‌‌‌كار، با باتجربه‌ها همراه مي‌شوند.

● معلمان نوآور، در انزوا باقي مي‌مانند. 

●ارزشيابي افراد، ذهني صورت مي‌گيرد و ملاك‌ها(اگرچه تعريف هم مي‌شوند) شخصي است.

● تنها كار افراد و شغل و مهارت ايشان مورد تأكيد است.

● اصول كاري مشخص در ارتباط با افراد (مثلاً سيستم پيشنهادها) وجود ندارد. 

● تنها اوليا، دانش‌آموزان و معلمان كليدي راضي نگاه داشته مي‌شوند.

● اين كه در لحظه برنامه‌ريزي، چه شكايتي و از سوي كدام مشتري مطرح شود، سمت ‌وسوي كار را ايجاد مي‌كند. 

● درصد قبولي محور است.

● امور مالي كنترل شده است.

● همواره به دنبال كاهش هزينه‌ها (به هر قيمتي كه باشد)هستند.

● سيستم ‌هاي قانوني و آيين‌نامه‌هاي فراواني وجود دارد. 

 

لطفا مدرسه خودتان را با اين نوع مدرسه مقايسه كنيد.

 فكر مي كنيد مدرسه شما در چه بندهايي با اين نوع مدرسه تشابه دارد؟

چه تفاوتهايي را مي توانيد در مقايسه ي بين مدرسه خودتان با اين نمونه مدرسه برشماريد؟

مجدفر، مرتضي

منبع : روزنامه همشهري،‌ شنبه 25 تير 1384، سال سيزدهم، شماره 3748، صفحه 11 با کمی تلخیص

+ نوشته شده توسط عظيمي در چهارشنبه 1386/06/14 و ساعت |